محمد قنبرى
525
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
چوب راندهاند ، در حالى كه اثر تشريعى بسيار « خفيف المؤونه » و تابع حالت انقياد و خضوع است و در گرو صحت واقعى عمل نيست ، در حالى كه آثار تكوينى مانند قطع تب در گرو اين است كه مضمون حديث حقيقتاً جزء علل غيبى قطع تب باشد ، و به اصطلاح جزو علل خارق العاده باشد كه فقط معصوم از آن خبر داشته است و يك چنين اثر بدون پابرجايى مضمون حديث امكانپذير نيست . يادآور مىشويم استنباطهاى شخصى نادرست ايشان ، مايهء حذف احاديث صحيح از فرهنگ اسلامى شده است و اميد است كه خود ايشان به جبران آن برخيزند و روش نقد حديث را كه آرمان همهء محققان اسلامى است دگرگون سازند و هر چه در توان علمى دارند همراه با حديث بنويسند تا براى ديگران مجال مطالعه و انديشه باشد . نمونهء سوم : گواه سوم بر اينكه ايشان در نقد احاديث بر يك رشته استنباطهاى غير منطقى تكيه مىكنند همان داستان ابن ابى العوجا و سخنان او به هنگام اعدام است . وى از اين داستان دو نتيجه مىگيرد : نخست : او در احاديث شيعه دست انداخت و به وضع و جعل حديث در كتابهاى آنان پرداخته است . دوم : احاديث عدديه دربارهء ماه رمضان از مجعولات او است زيرا او به هنگام اعدام جملهاى گفته است كه بر اين احاديث منطبق است . در مورد نتيجهء نخست يادآور مىشويم : اين فرد ملحد بر فرض صحت گفتار او ، در خانهء حماد بن سلمه محدث بزرگ عصر خود بزرگ شده ، زيرا مادر او همسر « حماد » بود و تذكرهنويسان يادآور شدهاند كه او با كتابهاى حديثى « حماد » بازى كرده است و محاسبات و مناسبات نيز ايجاب مىكند كه وى از تماس نزديكى كه با اين منابع اسلامى داشته ، به نفع خود بهره بگيرد حالا خواه تصرفات او مربوط به باب صفات خدا باشد يا بابهاى ديگر .